خرید بک لینک
من زندگی ام را در دستان او شروع کردم نامش مادر جان ست ؛ عاشق حسن یوسف ! لپ های سرخ دارد و چشم هایش قهوه ای خیلی روشن ست ؛ وختی میخندد ؛ لپ هایش خوردنی میشود ! دنیای من را تسبیح سبز رنگ و سجاده ی شب های تنهایی او ساخت ! او علت ایمان همه ی خانواده ی چ

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

از آدم های دلتنگ آدرس نپرسید ! نپرسید ؛ جوراب های سفیدم را ندیدی ؟ نپرسید ؛ راستی اونجایی که بستنی هاش خیلی عالی بودن کدوم خیابونه ؟ سراغ هیچ چیز را از آدم های دلتنگ نگیرید ؛ نیمه شب ها زیاد دورشان نچرخید ؛ از آدم های دلتنگ حتی سؤال هم نپرسید !. آخر

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

بعضی وقت ها ؛ مثل ِ الآن حرف ِخآصی برای گفتن ندارم حتی آرزوی خاصی هم ندارم :/ فقط میشینم و با لبخند گذر زمان و اتفاقات ُ میبینم و تهش اگه خواستم ناراحت بشم میگم به خودم : عــــــــــه ! غصه نخور ! این نیز بگذرد ! صبح بیدار میشم و به خودم توی آیینه ل

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

اگه الان قرار بود یکی از آرزوهاتون برآورده بشه ؛ چه آرزویی میکردین ؟

این سوالیه که این روزا از همه میپرسم ؛ شدیداً برام مهمه که بدونم بقیه هم مثل من ؛ نمیدونن دقیقاً بزرگترین آرزوی زندگیشون چیه !

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

شکمم بالا اومده بود ؛ بچم 5 ماهه بود! توی پوست خودم نمیگنجیدم ؛ پسر کوچولوم قراره 4 ماهه دیگه بیاد توی بغلم حیاط خونه ی مامان بزرگ یخ بسته بود ! زنگ درو زدن ؛ من به زحمت پاشدم چون احتمال میدادم آقای همسر باشه و میخواستم خودم برم به استقبالش اما یهو

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

یه ذوق عمیق و شدیدی دارم . یه حال ِ عجیبیه ! احساس دخترای تازه عقد کرده ...یا مثلاً روزی که قرار بود با دوستای دبیرستان بریم مسافرت ! نمیدونم ؛ مثلاً حسی شبیه به اینکه کسی که سالهاست عاشقانه دوستش داری ؛ داره میاد خواستگاری ! نمیدونم دقیقاً چه حسی م

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

مرا کم دوست نداشته باش لطفاً
یا اصلاً دوستم نداشته باش
و یا بیش از اندازه و خیلی زیاد دوستم بدار
لطفاً

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

من میخام دوباره برگردم به بلاگفا !

نه اینکه اینجارو فراموش کنم اما خب نزدیک به هفت سال من ساکن کوی و دیار بلاگفا بودم !

اگر اینجا پیدام نکردین حتمن اونجام :)

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

دوران نوجوانی و حتی کمی قبل تر ؛ هر وقت خسته بودم ؛ کسل بودم ؛ بی حوصله بودم ؛ عصبی و نگران بودم ؛ دل شکسته بودم سریع حمله میکردم به آشپزخونه و هرچی دم دستم میومد قاطی میکردم و آشپزی میکردم ! ساعت ها توی آشپزخونه میپختم و میشستم و اشک میریختم ! ظرفای

برچسب: نویسنده: بهنام کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی